انتخاب تعداد و تعیین ظرفیت دیگ بخار

در تعيين مشخصات دیگ بخار جهت طراحي آن، شايد مشكل ترين مورد تعيين تعداد و ظرفیت دیگ بخار باشد. حداقل و حداكثر بخار مورد نياز طي دوره اي كه ممكن است يك روز، يك هفته و يا يك سال باشد ضرورت دارد.

همچنين به دوره هاي پر مصرف، آمادگي واحد، برنامه تعميرات، هزينه و انواع ديگ هاي بخار موجود بايد توجه شود.

نحوه بهره برداري نيز ممكن است در مواردي نظير واحدهاي عملياتي ، در طول سال مداوم و پيوسته باشد، يا در مواردي نظير كاربردهاي گرمايشي به صورت فصلي و حتي، در طول تابستان ،توقف كلي باشد.

 انتخاب تعداد و تعیین ظرفیت دیگ بخار

در هنگام برنامه ریزی برای تعیین ظرفیت دیگ بخار و انتخاب تعداد بویلر های مورد نیاز باید برنامه هاي توسعه واحد را مد نظر داشت و نموداري از طرحهاي بهره برداري پيش بيني شده تهيه نمود. مهمترين نكته اي كه بايد در نظر گرفت حداقل نياز به ديگ يا ديگهاي بخار ذخيره است .

طبق مقررات بيمه ، كليه ديگهای بخار بنا به سوختي كه مصرف مي كنند، بايد حداقل هر ۱۴ تا ۲۶ ماه يك بار جهت بازرسي بسته شوند.

در صورتيكه لازم است در طول سال همواره حداكثر ظرفيت ديگها در اختيار باشد، وجود يك ديگ ذخيره كفايت مي كند،

ولي چنانچه شرايط به نحوي است كه امكان كوچكترين وقفه اي دركاهش بار ديگها نيست، داشتن دوعدد ديگ ذخيره الزامي است تا در صورت از كار افتادن غير منتظره يكي از ديگها، و بسته بودن ديگري جهت امور تعميراتي و بازرسي، وقفه اي در توليد ايجاد نشود. اغلب زمان تعميرات و بازرسي بيشتر از زمان پيش بني شده مي گردد و اگر تعداد ديگها نيز زياد باشد، كل زمان تعميرات در سال نسبتاً طولاني مي گردد.

براي نمونه اگر ۲ هفته براي بازرسي و تعمير هر ديگ در نظر بگيريم وتعداد ديگها نيز ۶ عدد باشد، زمان كلي تعميرات در سال حداقل ۱۲هفته مي شود.
مي توان در تعطيلي كارخانه ، تعميرات آن را انجام داد ولي اين امر مستلزم برنامه ريزي جامع و پيش بيني قطعات و نيروي كار در زمان تعميرات مي باشد.

در موارد فصلي بودن بار ديگ، نظير گرم كردن تاسيسات ياكارخانه هايي نظير نيشكر كه مي توان واحد را براي مدتي – مثلا بيش از ۲۰ هفته- بست ، به شرط آنكه در حين بهره برداري نياز به تميز كردن ديگ نباشد، داشتن ديگ ذخيره لزومي ندارد.

همچنين در تاسيساتي كه دو نوع مصرف پيوسته وفصلي انجام دارند ، مي توان با انتخاب دقيق اندازه ديگهاي بخار، كارهاي تعميراتي واحد را درزمان تعطيلات فصلي انجام داد، تعداد ديگهاي ذخيره را كاهش داد يا حذف نمود.

در دوره هاي كوتاه مدت و چند ساعته اوج مصرف كه از ۱۰% حداكثر ظرفيت تجاوز نكند، مي توان با استفاده از حد مجاز بار وسايل  كمكي نظير دمنده ها و مشعلها، از تاسيسات موجود بهره برداري كرد و بدين وسيله هزينه هاي سرمايه گذاري بيشتر از تقليل داد.

در نظر گرفتن ظرفیت بهره‌برداری دیگ بخار

حداقل ظرفيت بهره برداري از واحد ديگهاي بخار نيز بايد مورد توجه قرار گيرد، زيرا بهره داري كمتر از معمول از ظرفيتهاي موجود براي مدتي طولاني و ازديگهاي محدود ،كنترل خودكارديگ بخار را غير ممكن و عمليات را غير اقتصادي مي نمايد.به طور كلي بهره برداري طولاني كمتر از ۲۰% حداكثر بار پيوسته ديگ، يعني با نسبت تقليل ۵ به ۳ به علت مسايل كنترل و بازده ديگ، منطقي نمي باشد. حد قابل اين نسبت را ۳ به ۱ تعيين كرده اند.

بنابراين پيشنهاد مي شود ديگ بخار كوچكتري درمواقع پايين بودن مصرف، در نظر گرفت. در چنين مواردي چنانچه فشار بخار در شبكه اهميت زيادي ندارد، مي توان از ديگ بخاري كه با فشار پايين تر كار مي كند و در نتيجه طراحي آن مناسب تر است،استفاده كرد.

نمونه اين وضعيت را مي توان در سيستم گرمايشي ساختمان به كاربرد كه درآن بخش عمده اي از مصرف بخار طي تعطيلات، بسته است.

در اين گونه موارد تركيبي از ديگهاي بخار لوله – آبي ولوله – آتشي مفيد خواهد بود. نمونه ديگر يك نيروگاه برق است كه انرژي حرارتي زيادي جهت گرم كردن مخازن ذخيره سوخت نفت، و نيز گرم كردن مشعلهاي ديگ، با بخار كم فشار لازم دارد.

اين بخار مصرفي وسايل كمكي، توسط ديگهاي لوله – آتشي تامين مي گردد، ولي ديگهاي اصلي واحد از نوع لوله – آبي مي باشند. مزيت ديگر اين حالت هزينه كمتر تصفيه آب جهت تهيه بخار مصرفي وسايل كمكي است.